|
نیم نگاه یک دانشجو بیایید مطالب بنده را بخوانید و نظر دهید
|
غضنفر داشته دستای خرش رو میبریده یکی میگه: نکن زبون بسته گناه داره میگه: به تو چه؟ خر خودمه ، دوست دارم کانگوروش کنم [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 10:14 ] [ محرمانه ]
[ ]
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن . خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند... .
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 10:11 ] [ محرمانه ]
[ ]
کاش من هم شیمیایی میشدم در هوای تو هوایی میشدم کاش «موجی» میشدم بی ادعا غرق ...اوهام خدایی میشدم دیدگانم را به «ترکش» میزدم لایق این روشنایی میشدم میفتادم روی مین بیدست و پا عاشق بیدست و پایی میشدم چون شهیدان در پگاهی دلنشین من فدایی من فدایی میشدم دل به دریای محبت میزدم قطره قطره کربلایی میشدم یاد آن روزی که در وادی عشق محو مردان خدایی میشدم [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 10:2 ] [ محرمانه ]
[ ]
سوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت ؟؟؟ اگر آمدی و من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 9:56 ] [ محرمانه ]
[ ]
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:42 ] [ محرمانه ]
[ ]
تا حالا به این فکر کردین با اینکه سگ به وفاداری معروفه ، اما چرا میگن مثل "سگ پشیمون میشی " ؟ چون ته وفاداری پشیمونیه ! محرمانه: من وفاداری را با این وجود دوست دارم [ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:40 ] [ محرمانه ]
[ ]
وقتی متولد میشی برایت اذان میگویند و وقتی میمیری برایت نماز میخوانند، واقعا زندگی چقدر کوتاه است: فاصله بین اذان و نماز ... [ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:26 ] [ محرمانه ]
[ ]
خامنه ای ثروتمندترین رهبر دنیاست چرا که خونی که در رگ ماست همه هستی مان جان ناقابل مان ... و مختصر آبرویی که داریم همه و همه از آن خامنه ای است که با این کلکسیون با این همه ثروت ویلا ندارد… بیت دارد… خانه اش به جای فرش عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان همه چیز ساده است مثل خانه زهرا مثل خیمه حسین و حسینیه امام خمینی دارد و چفیه دارد و عصایی که چوبش از شجره طوباست و دست مجروحی که ریشه در “کف العباس” دارد... لبیک امامم..... [ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 0:6 ] [ محرمانه ]
[ ]
گفت :میشود عالمی را ساخت که زشتی رفتار یک انسان را به جای افشا بپوشانیم ... گفتش : پس عبرت دیگران شدن چه میشود گفت : عبرت را با آبروی زندگان معامله نکن گفتش : اگر آبرو داشت که زشتی نمی کرد گفت : مریم مجدلیه را مردم شهر سنگ می زدند ، عیسی گفت هر که گناه نکرده سنگ بزنند گفتش : تو زیادی روشن فکری ... گفت : فردای قیامت محتاجیم که خدا با آبروی ما این نکند ، بگذار آبرویی داشته باشیم گفتش : بد نکن تا فردا بد نبینی گفت : شنیدم که پیامبر خدا فرمود اگر مومنی ، آبروی مومنی را بپوشاند ، خدا روز قیامت آبروی او را می خرد گفتش : آبروی مومن ، مومن بد نمی کند ... گفت :چی بگم ؟ گفتش : تو زیادی روشنفکری [ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 23:58 ] [ محرمانه ]
[ ]
فیلم// شخصیتهای جعلی برنامه "نوبت شما" بیبیسی فارسی http://www.iusnews.ir/?pageid=141377&فیلم//%20شخصیتهای%20جعلی%20برنامه [ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 14:45 ] [ محرمانه ]
[ ]
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده. محرمانه: اینم آخر و عاقبت رشته ی ماست [ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 0:3 ] [ محرمانه ]
[ ]
براد پیت: حادثه انجلی را برای همسر فرهادی تکرار میکنم/ اصغر فرهادی: "جدایی آنجلی از براد" را خواهم ساخت [ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 17:21 ] [ محرمانه ]
[ ]
آقای کارگردان .... [ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:10 ] [ محرمانه ]
[ ]
از یه نی نی میپرسن عشق یعنی چی؟ میگه یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله ولی فقط تو تا دونه!
[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 23:9 ] [ محرمانه ]
[ ]
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 12:37 ] [ محرمانه ]
[ ]
یکی از فلاسفه یونان به مرگ محکوم شده بود و خویشاوندی می گریست، فیلسوف پرسید: چرا گریه می کنی؟ گفت: چون ترا بیگناه می کشند. گفت: دوست داشتی گناهکارم بکشند؟ این چه گریه است که برای من افتخار بزرگی است که بی گناه کشته شوم و اگر جز این بود و گناهکار کشته می شدم که باید کشته می شدم. این برای من امتیاز بزرگی است که دشمنم معصوم کش و بیگناه کش و ستمکار است. اگر دشمنم عادل و منطقی می بود و بر اساس حکم و حق و قضاوتی محکوم می کرد، برایم هیچ نمی ماند. __ تاریخ ادیان،درس هشتم، تیر ماه 1350 محرمانه: حسرت می خورم از این که نمونه ی این داستان ها را چه بسا، مترقی ترش را ما خودمان داریم اما کسی قلم خود را برای نگارشش به حرکت در نیاورده است. فقط برای ما داستان نیست حقیقت است. شهادت برای ما افتخار است. عکس شهید احمدی روشن را با پسرش که می بینم دلم تاب نمی آورد. حتما وبلاگ http://brt4.blogfa.com/ را ببینید [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 0:25 ] [ محرمانه ]
[ ]
مادر: پسرم پول کلاس کنکورت رو پس گرفتم دیگه نمیخواد بری کلاس! پسر: اه چرا مادر من که درسم خیلی خوبه خودت که میدونی من میخوام دانشمند بشم. مادر: نه عزیزمنمیخواد تو حتی اگر معتاد هم بشی بیشتر برای من زنده میمونی تا دانشمند بشی ....... -------------------------------------------- خدایا شکرت که ما جهان سومی ها انقدر عقب مونده و کم سواد هستیم که پیشرفته ترین کشور های دنیا حتی از درس خوندن ما هم میترسن..... [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 0:21 ] [ محرمانه ]
[ ]
پایگاه رسمی ستاد دانشجویی پیگیری تدفین شهدای گمنام در دانشگاه تربیت معلم تهران چه زیبا میگوید سید شهیدان اهل قلم: [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 20:11 ] [ محرمانه ]
[ ]
غضنفر ویدیو می خره زنش می پرسه پولشو از کجا آوردی میگه تلویزیون فروختم [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 13:16 ] [ محرمانه ]
[ ]
شهید احمدی روشن [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 13:12 ] [ محرمانه ]
[ ]
قصه اصحاب کهف شوخیست!!! اینجا یک شب بخوابی، تو را از یاد می برند [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 11:31 ] [ محرمانه ]
[ ]
دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!! آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!! دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!! جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!! (براي شادي روح شهدا صلوات) خودمو گفتم به کسی برنخورد. دلم برای شهدا تنگ شده است. برای آنهایی که به جای حذف افراد ، مشکلات برادران دینشان را حل می کردند. ما خیلی وقت ها به کوچکترین بهانه ای انگی را به افراد می زنیم بدون آن که بدانیم حقیقت دارد یا نه. بدون بررسی. شایدم بعضی مواقع بررسی می کنیم اما همه ی جوانب را خوب نمی بینیم [ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 13:48 ] [ محرمانه ]
[ ]
خیلی وقت است می خواهم صحبت هایی را مطرح نمایم اما نمی شود. راستیتش را بخواهید چندبار هم نوشتم اما پاک کردم و خودم را شماتت کردم و بر حذر داشتم از کسانی که دیدگاهشان آزارم می داد. اسلامی که من می شناختم کتابش با بسم الله الرحمان الرحیم آغاز شده است و نه با بسم قاسم الجبارین. پیامبرش رحمت للعالمین بود و همسایه مورد احترام و مسلمانان برادران دینی هم بودند و در برابر یکدیگر حقی داشتند. بنده را مواخذه نفرمایید. حق با شماست من هم اینطور نیستم اما مرا به خاطر بیان آنجه در ذهن دارم خواهشا ملامت نفرمایید. خودتان قضاوت بفرمایید در مقابل غیبت هایی که در طول روز می کنیم چند بار دست یاری به سمت برادران دینیمان دراز کرده ایم؟ آیا صف اولی های نمازمان از مشکلات هم خبر دارند؟ روحانی های معظم به جای بیان مسائل فقهی نادری که شاید در طول عمرمان با آن برخورد ننماییم آیا باری را به دوش خود می اندازند و مانند مولایمان علی، شبانه به در خانه ها می روند تا از یتیمان و فقرا در حد خود ایادتی نمایند؟ چند در صد از علما را می توان یافت که شبیه پیامبران بشود سر بر زانوانشان گذاشت؟ در نهایت اسلام به ذات خود ندارد عیبی-هر عیب که هست در مسلمانی ماستو باز ننوشتم آن چرا باید می نوشتم![]() [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 23:33 ] [ محرمانه ]
[ ]
تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم" تو 15 سالگي : " ولم کنين " تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم" تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون" تو 30 سالگي : " حق با شما بود" تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم " تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!" تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...! بيايد ازهمين حالا قدر پدر و مادرامونو بدونيم... [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 17:59 ] [ محرمانه ]
[ ]
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 13:25 ] [ محرمانه ]
[ ]
منم شاهدم کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. دنی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟ دنی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده . نامه شماره یک سلام خدای عزیزاسم من دنی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی . دوستار تو دنی دنی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد. نامه شماره دو سلام خدا اسم من دنیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده . دنی اما دنی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد. نامه شماره سه سلام خدا اسم من دنی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم. دنی دنی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش. دنی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد. بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت. نامه شماره چهار سلام خدا مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده....!! [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:50 ] [ محرمانه ]
[ ]
گفتم مادر ... گفت : جانم؟ گفتم درد دارم....! گفت : بجانم! گفتم خسته ام.... ! ... گفت : پریشانم ...! گفتم گرسنه ام....! گفت : بخور از سهمِ نانم! گفتم کجا بخوابم....؟! گفت : روی چشمانم ...! [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:47 ] [ محرمانه ]
[ ]
امام خامنه ای: اينى كه نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه ديگران حرفهاى غربىها را تكرار كنند اين هيچ امتيازى محسوب نميشود. امتياز اين نيست كه ما آن چيزى را بگوئيم كه غرب مى پسندد. اينها كسانى اند كه با فكر ايرانى، فكر اسلامى، هويت اسلامى و ايرانى مخالفند------------------------------ در دیدار مردم مریوان 26/2/1388 [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:46 ] [ محرمانه ]
[ ]
فقط یه آرایشگر زنِ ایرانی میتونه درآمدی معادل یک فوق تخصص جراحی رو داشته باشه∙∙!
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:42 ] [ محرمانه ]
[ ]
در وبلاگی خواندم گفت:دوستت دارم... هر چی گشتم مثه تو پیدا نشد... گفتم: خوب گشتی؟؟؟ گفت: آره گفتم: اگه دوستم داشتی نمی گشتی! [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 12:41 ] [ محرمانه ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |